Redirecting To My Website ...
|
تو دنیا عشق فقط سربندر. منصور. کامپیوتر. استقلال و خواب
|
امسال هم تموم شد (البته هنوز نشده). مثه برق و باد. دیشب داشتم بهش فکر میکردم با خودم گفتم الکی الکی ۲۰ سال ما هم تموم شد. انگار همین دیروز بود. من یکی حالم خیلی گرفته بخدا. اصلا حال و حوصله عید رو ندارم. خوب شد دانشگاه ما رو به خودش مشغول کرده وگرنه چی میشد!! البته من یکی حالا حالاها در خدمت دانشگاه هستم با این وضع پاس کردن.![]()
حال نوشتن رو هم ندارم. عیدتون مبارک. براتون آرزوی موفقیت، سلامتی و پیشرفت میکنم. خدا همیشه با ماست. سال نو براتون سالی پر از شادی باشه. بخندید و دیگران رو هم بخندونین

انسانها (اگه من جزو اونا باشم) تو طول زندگیشون تصمیمات مهمی میگیرن. حالا ما بعد از مدتها تصمیم گرفتیم بریم پیش یاسین دوست و همرشته ای خوبم. بریم اونجا ببینیم چه گلی میتونیم به دنیای فناوری و بیت و بایت بزنیم. البته این وبلاگ هنوز بازدیدکننده هاشو داره. من هم که برای نظر بازدیدکننده ها مطلب نمینویسم. برای خودم و دل خودم مینویسم و تا حالا هم توی هیچ پستی نگفتم نظر بدین. مهم بازدید روزانه ۲۰۰ تاست که خدا رو شکر ملت میان و استفاده میکنن. میرم اونجا تا یخورده به وضعیت مجازی خودم هم سر و سامون بدم. بخدا توی این شش - هفت ماهه خیلی سختی کشیدم. بخاطر این دانشگاه کوفتی که هنوز اول راهش هستیم و هنوز درسهای کت و کلفت به تورمون نخورده باید خیلی وقت بزارم که متاسفانه اصلا این کار رو نمیکنم و نمیدونم چه مرگم هم هست؟ این ترم یخورده به صراط مستقیم هدایت شدم و یا علی گفتم تونستم یه کارهایی بکنم. شاید توی این ۵ مته من ۱۵ تا آپ هم نکردم که ۱۰ تاش مناسبتی بود!!! باورتون نمیشه بگم شده بود اوایل روزی ۱۴ ساعت تو نت بودم یا پای کامپیوتر که خدا رو شکر الان شده حدود ۵ ساعت و قراره با پایان برنامه چهارم توسعه آقای احمدی نژاد بشه ۳ ساعت. خلاصه سرتون رو درد نیارم. بازدیدکننده های واقعی و اصلی وبلاگ یا علی. خواستین منو پیدا کنین توی سایت رندوم هستم.

http://www.xpango.com?ref=91277438
مطلب ویرایش شد. چیزی ازش کم نشد ولی بهش اضافه شد. برای داشتن ام پی تری پلیر، کنسولهای بازی و موبایل بصورت رایگان روی لینک بالا کلیک کنید
انتظارها به پایان رسید. بالاخره فیلم سنتوری هم روی نت قرار گرفت و ما جماعت مفت خور!!! هم سریعا دست به دانلود شدیم و فیلم رو دیدیم. نظری در مورد فیلمهای داریوش مهرجوی ندارم و اصولا نظری در مورد انواع و اقسام فیلمهای ایرانی ندارم ولی ایشالا یه مطلب در مورد فیلم می نویسم (از اون حرفاااا)
از اونجایی که آدم خوبی هستم!!! و دوست دارم دیگران هم در شادی من شریک باشن، با شعار "بیایید دیگران را در شادی خود سهیم کنیم" لینک مستقیم فیلم دانلود علی سنتوری رو براتون میزارم. امیدوارم لذت ببرین. البته کیفیت فیلم عالی نیست ولی بد نیست و از هیچی بهتره. تا یادم نرفته راجع به نظر دوست عزیزم فرهاد بگم که در نظرات نوشته بود چرا کم آپدیت میکنی؟ و چرا در مورد ۲۲ بهمن مطلب ننوشتی در حالی که در مورد مناسبتهای دیگه مثه ایام محرم و ماه رمضان و روز مادر و .... نوشتی؟؟
اولا کم آپدیت کردن دلایل زیادی داره که ایشالا به زودی جبران میکنم (چه جواب قاطعی)
سوال دوم هم باید بگم هیچ دلیل خاصی نداشت. وقت نکردم. نکنه میخوای بگی من ضد انقلابم؟؟؟ جل الخالق! به جاش توی راهپیمایی شرکت کردم و یه مشت محکم توی دهن آمریکا و اسراییل و صهیونیسم زدم (از اون حرفهای کلیشه ای که ازبچه ۲ ساله تا پیرمرد ۲۰۰ ساله از حفظن). دلیل نمیشه برای هر مناسبتی آدم طومار بنویسه. پس فردا هم سالروز تشکیل بانک پارسیان و چند روز بعد سالگرد عوسی عباس آقا سبزی فروشه! حالا با دو روز تاخیر پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران عزیز رو به همه مردم انقلابی و غیور ایران تبریک میگم و امیدوارم جشن ۳۰۰۰۰۰ سالگی انقلاب رو با هم بگیریم.
یه فاتحه برای شادی روح امام خمینی (ره)


برای دانلود فیلم علی سنتوری به ادامه مطلب مراجعه کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
آوار برگهای زرد
فرو ریخته بر سطح کوچه های شهر
این کوچه های یخ زده
محل عبور عابران رهگذر
رنگ کوچه ها پریده است
رنگ آدمهای شهر پریده است
هیچوقت از دنیایی که با انفجاری خلق شده است
انتظار صلح نداشته باش ...
اشک می بارد از دیده در این اندوه عالمگیر. یه محرم دیگه. بازم شهر پر شده از مردمی که همه از کوچیک و بزرگ سیاهپوش شدن. چرا بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز با شنیدن نام حسین آدم خودبه خود اشک تو چشماش جمع میشه و هنوز موقع خوردن آب سلامی به حسین مظلوم و اصحابش میفرسته؟ مسجدها حالا شلوغتر از همیشه شدن و چه تعداد دسته ها و تکایایی که توی کوچه و بازار برپا نشدن. همه حکایت از مظلومیت میدن، از غربت و از مرگ با عزت. واقعا چرا؟ همه جا میگن کسی که توی دعوا شکست میخورده بازنده است. پس چرا امام حسین نباخت؟ مگه اون شکست نخورد؟ ۷۲ نفر در برابر اون همه قاتل؟ جگر آدم میسوزه وقتی میفهمه که دشمناش کسایی بودن که پشت سرش نماز میخوندن و همه قوم و خویشش بودن. هر چیزی دو بعد داره. ظاهر و باطن و امیدوارم هیچوقت ظاهر بین نباشیم. اینها حرفهای من نیست. همه میتونن کلاه خودشون رو قاضی کنن. تصمیم با شما. خدایا، عزاداریهای ما رو توی این شبهای عزیز برای امام غریبمون و یاران باوفاش قبول کن.
"ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه"
چقدر خوبه که توی این شبهای عزیز دست به دامان کسی بشیم که پیامبر اسلام (ص) از اون بعنوان چراغ هدایت و کشتی نجات نام برده. چراغی که امیدوارم باعث روشنایی دل همه ما بشه.

و ای خدا. سخنی دارم با تو. با تو که میشنوی و چه با اشتیاق. تو که میگویی وقتی بنده ام در نماز مرا میخواند چنان محو و مسحور او و عبادتش میشوم که گویی غیر از او بنده دیگری ندارم ولی بنده ام چنان با من صحبت میکند که گویی هزاران خدای دارد. مرا ببخش و راهنمایم باش
و ای خدا. امروز آمده ام تا با کودک احساسم، احساست کنم ! گرمای دستانت را به شانه های ناتوانی ایمانم بکش! پرقدرتم کن. محرم بهانه است برای شناخت تو. رمضان بهانه است. صفر بهانه است. خدایا! چراغ ایمان را در دلم روشن کن! کمی فتیله چراغ دلم پایین آمده ولی هنوز تمام نشده است. نفت وجود ژیر و قدیمی شده ولی قابلیت انفجاری را که بالفعل درونم قرار دادی را هنوز دارد. روشنم کن. مگر تو نمی گفتی: مثَل تو مثَل نور است در دل مومن؟! دلم را که فقط تو میدانی هیچ چیزی در او نیست به نور رحمت و توفیقت روشن کن. خدایا! از ذهن و بازی های فریبنده اش خسته ام! از دنیای رنگارنگ و ماشینی امروز خسته شده ام. حتی از خودم هم خسته شده ام. تنها امیدم تویی. امیدم را ناامید نکن. مگر تو نبودی که میگفتی بزرگترین کفر ناامیدی است؟ کافرم نکن
خدایا! چه روزهایی از زندگی ام را که در بازی های ذهنم نباختم! چه لحظات پرشماری را که به سرگرمیهای کودکانه پرداختم و فرصت را غنیمت نشمردم که امام حسن (ع) میفرماید فرصت چه دیر بدست می آید و سخت و چه زود از دست می رود و آسان. چه ثانیه هایی که وقف توهمات و خیالهای عاری از تعقل شد و زمانه با رنگها و صداهای دلفریبش مرا به خود مشغول کرد. فلکی که تو فراهم آوردی تا مرا به فکر و پژوهش وادارد مرا ملعبه خود کرد. قسم به مشرقین و مغربینت و قسم به گلوی بریده حسینت مرا از هوی و هوس بازدار. فرمانده مرکزی بدنم باش. زمان سنجی خود را نیز از دست داده ام. لحظاتم را دقیق تنظیم کن. مرا اداره کن.
خدایا ایمانم را به من بازگردان! ایمانی که در لحظه لحظه کودکی ام با من بود! ایمانی که تنها پشتوانه لحظه های بی کسی ام بود! ایمانی که هنوز قابلیت تمییز بین خوب و بد را نداشتم. ایمانی را که تو لحظه لحظه همراهم بودی. آه .... ماشین زمان را میخواهم. کاش به عقب برمیگشتم. خدایا! ای "جایگزین همه نداشته های من!" اکنون بی ایمانم! جایگزین ایمانم باش! من نز با توام. تو را میخواهم و میدانم که مرا میخواهی و این یعنی "تفاهم". پس تا ابد با من باش تا من در قبالش:
" آنجا بَرَم نماز، که تو باشی..."
الهی العفو...
الهی العفو...
الهی العفو...
خداوندا! با توام! میشنوی؟ میدانم میدانی این من نیستم که مینویسم. این دل من است که بر انگشتانم غلبه کرده و مغز مرا اداره میکند. اراده ام را از من نگیر ولی آنرا تحت سیطره خودت قرار بده. هیهات از روزی که سرخود شوم و اطاعتت نبرم. پشتوانه ام تویی. پروردگارم. قلبم را بخوان.بعضی کلمات هیچگاه بر زبان جاری نمی شوند. نمیتوانم. خودت بخوان. خودت آنگونه که میدانی تفسیرش کن. محافظم باش که کسی را جز تو ندارم.
در این شبها! که سجاده ام درگاه توست و زبانم قلمم! اکنون که می خواهم، فقط تو باشی و بس! آرزویی دارم! آرزویم تو هستی. از اینکه با عقل محدودم تو را با دیگر چیزها مقایسه میکردم شرمنده ام. تو را رد میکردم و دوباره تایید میکردم. چه میدانستم که تو بزرگی و من هیچ؟ زبانم را، عقلم را، دلم را، قلمم را، رفتارم را و افکارم را خانه شش دانگ خودت کن. میهمان نواز خوبی هستم. امتحان کن.
با هر بار وضو گناهانم را بشوی. بگذار تا در رودخانه رحمت و مغفرتت شنا کنم و در دریای کرمت غوطه ور شوم. میبینی که شناگر قابلی هستم. امتحانم کن اما منتظر امدادهای غیبی ات هستم. من وضو با طپش پنجره ها میگیرم. جانمازم را کلید در بهشتت قرار ده. قبله ام را تکالیفت. تکالیفی را که همانند طفلی بازیگوش که مشقهایش را همیشه آخرین دقیقه می نویسد آنها را پشت گوش می اندازم. با من باش و آنها را یادآوری کن. به من قدرت تصمیم گیری و تسلط بر نفس بده
تنهایم! همه کسم باش! خسته ام! دلتنگم! مرا در آغوش بگیر! میگریم! تو اشکهایم را پاک کن! زمین خودره ام. دستهایم را بگیر و بلندم کن. " بغض دارم در گلو! دستم به دامانت!" مرا ببخش خدایا! که تو بهترین بخشنده هایی.
الهی العفو
الهی العفو
الهی العفو
"خداوندا!
آرامش عطا فرما! تا بپذیرم، آنچه را که تغییر نایافتنی است. قدرتی ده! تا تغییر دهم آنچه را که می توانم و بینشی! تا تفاوت این دو را بدانم..." و شریعتی چه خوب گفت. شعورم را تقویت کن. واقع بینم کن. شجاعتم بخش تا بتوانم مخالفت کنم
خدایا به من صبر و شرح صدر عطا کن و امورم را آسان کن و زبانی به من ده تا بفهمند آنچه میگویم و شریکم باش. بار الها! ریتم زندگی مرا با آهنگ دلنشین خودت موزون کن و مرا از روزمرگی نجات ده. چون سازی خوش آهنگ مرا بنواز و آنگاه که ناکوک شدم کوکم کن. کاری کن که لبانم جز اشعار الهی ات چیز دیگری نخوانند و نت های وجودی ام جز با قلم تو نوشته نشود.معبود من! قبلم را سزاوار معبودم قرار ده! اگر میبینی این همه از تو میخواهم دلیل بر زیاده خواهی نیست. تو خود گفتی. از من بخواهید تا اجابت کنم. :ادعونی استجب لکم". من که غیر از تو کسی را ندارم.
با خون خود می نویسم :
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمّد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك گفتی: الیس الله بكاف عبده .:: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)
گفتم: با این همه گناه، برای كدامین گناهم توبه كنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همهی گناهها را میبخشد (زمر/۵۳)
من گناهکارم ولی پررو، باز هم توبه. العفو. شیخ هرات میفرماید: خدایا! آفریدی رایگان، دادی رایگان، خوراندی رایگان و میراندی رایگان، پس ببخشا که تو خدایی نه بازرگان.
بازآ بازآ هر آنکه هستی بازآ
گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازآ
نمیدونم از این مطلبی که میخوام بنویسم خبر دارید یا نه؟ اعراب رسم و رسومات زیادی دارن مثه همه اقوام دیگه. میدونین چرا روی حرم مطهر و نورانی حضرت امام حسین (ع) یه پرچم سرخ میزارن و بجز دهه محرم هیچوقت اونو برنمیدارن؟؟؟ رسم بر اینه اگه خون یک نفر از آنها به ناحق ریخته بشه تا وقتی که تقاص خون عزیز از دست رفتشون رو نگیرن یه پرچم قرمز سر در خونشون نصب میکنن. به امید ظهور آقا امام زمان (عج) و بازپس گیری تقاص خون امامان شهید و برپایی عدالت.

مثنوی عاشورا
دشت پر از ناله و فرياد بود
سلسله بر گردن سجاد بود
فصل عزا آمد و دل غم گرفت
خيمه دل بوي محرم گرفت
زهره منظومه زهرا حسين
کشته افتاده به صحرا حسين
دست صبا زلف تو را شانه کرد
بر سر ني خنده مستانه کرد
چيست لب خشک و ترک خورده ات
چشمه اي از زخم نمک خورده ات
روشني خلوت شبهاي من
بوسه بزن بر تب لبهاي من
تا زغم غربت تو تب کنم
ياد پريشاني زينب کنم
آه از آن لحظه که بر سينه ات
بوسه نشاندند لب تيرها
آه از آن لحظه که بر سينه ات
بوسه نشاندند لب تيرها
آه از آن لحظه که بر پيکرت
زخم کشيدند به شمشيرها
آه از آن لحظه که اصغر شکفت
در هدف چشم کمانگير ها
آه از آن لحظه که سجاد شد
همنفس ناله زنجير ها
قوم به حج رفته به حج رفته اند
بي تو در اين باديه کج رفته اند
کعبه تويي کعبه به جز سنگ نيست
آينه اي مثل تو بي رنگ نيست
آينه رهگذر صوفيان
سنگ نصيب گذر کوفيان
کوفه دم از مهر و وفا مي زدند
شام تو را سنگ جفا مي زدند
کوفه اگر آينه ات را شکست
شام از اين واقعه طرفي نبست
کوفه اگر تيغ و تبرزين شود
شام اگر يکسره آذين شود
مرگ اگر اسب مرا زين کند
خون مرا تيغ تو تضمين کند
آتش پرهيز نبرد مرا
تيغ اجل نيز نبرد مرا
بي سر و سامان توام يا حسين
دست به دامان تو ام يا حسين
جان علي سلسله بندم مکن
گردم از خاک بلندم مکن
عاقبت اين عشق هلاکم کند
در گذر کوي تو خاکم کند
تربت تو بوي خدا مي دهد
بوي حضور شهدا مي دهد
مشعر حق عزم منا کرده اي
کعبه ي شش گوشه بنا کرده اي
تير تنت را به مصاف آمدست
تيغ سرت را به طواف آمدست
چيست شفابخش دل ريش ما
مرحم زخم و غم و تشويش ما
چيست به جز ياد گل روي تو
سجده به محراب دو ابروي تو
بر سر ني زلف رها کرده اي
با جگر شيعه چه ها کرده اي
باز که هنگامه برانگيختي
بر جگر شيعه نمک ريختي
کو کفني تا که بپوشم تنت
تاگيرم دامنه ي دامنت
شعر : مرحوم حاج محمّد رضا آقاسی رحمت الله علیه
همه چی توی این صفحه پیدا میشه - ویژه نامه محرم سایت تبیان

شب ۲۴ دی بعد از اخبار ساعت ۲۲ یه مداحی بسیار زیبا پخش شد. خونواده ما که خیلی خوششون اومد. بابام گفت ضبظش کن. من هم سیم کامپیوتر رو از تلویزیون کشیده بودم و کارت تی وی هم نصب نبود. یخورده جلو بابام شرمنده شدم ولی اون به روی خودش نیاورد. برای همین به من یخورده بیشتر از قبل برخورد. رفتم پای اینترنت و با شگردهای وبگردی تونستم آهنگ رو با متن فارسی و عربی و ویدیو دانلود کنم. آخه من حتی اسم خواننده رو هم نمیدونستم. اگه گفتین چطوری پیدا کردم؟
خوب ، بالاخره فهمیدم این بنده خدا کیه !!! اسمش نزار قطری هست و قبلا در قطر مداحی میکرده ولی تبعیدش کردن و الان در کویت زندگی میکنه .... اسم مداحی که خوند فکر کنم انا مظلوم حسین هست که براتون میزارم.
متن نوحه عربی فارسی / شعر نوحه عربی
انا مظلوم حسین با صدای نزار قطری
اجرای این نوحه در تاریخ 22 دی ماه 1386 در کربلای معلا بوده است.
که شبکه سوم سیما بعد از اخبار شبانگاهی 24 دی ماه ، برای اولین بار آن را پخش کرد.
دانلود نوحه عربی فارسی اجراشده در کربلای معلا توسط نزار قطری
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
لم یا قوم تریدون ببغی و فساد
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد
لیس والله سوانا خلف بعد النبی
فرض الله علی طاعتنا کل عباد
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
من له جد کجدی فی الوری
او کشیخی فانا ابن العلمین
فاطم الزهرا امی ، و ابی
قاصم الکفر ببدر و حنین
عبدالله غلاما یافعا
و قریش یعبدون الوثنین
یعبدون اللات و العزی معا
و علی کان صل القبلتین
و ابی شمس امی قمر
فانا الکوکب و ابن القمرین
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی
در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی
انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی
انا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمکار!
تو ای ملحد مکار!
تو ای کافر غدار!
اگر من نشناسی ، بگویم بشناسی
حسینم و ضیاء القمرینم ، قتیل الودجینم
امام الحرمینم انا الفضه وابن الذهبینم
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
منم شهپر کبری منم آیه تقدیر
منم نخله خوبان
منم زاده زهرا
منم عرش و منم فرش
منم کرسی و لوح و قلم و ...
انا مظلوم حسین
انا محروم حسین
اینم لینک کمکی: http://www.zshare.net/audio/64919748bd8903
منبــع : http://1122.ir/irann/content/view/554/45/